
وقتی صحبت از سفرهای تاریخی و جهانگردانی میشود که مسیر شناخت انسان از جهان را تغییر دادهاند، نام مارکوپولو تقریباً همیشه در میان نخستین نامها قرار میگیرد. مردی که در قرن سیزدهم میلادی، در دورهای که سفر از اروپا به شرق سفری طولانی، دشوار و پرخطر بود، راهی سرزمینهایی شد که برای بسیاری از اروپاییان ناشناخته به نظر میرسید.
مارکوپولو، بازرگان و جهانگرد ونیزی، در حدود سال ۱۲۵۴ میلادی متولد شد و مشهورترین بخش زندگیاش به سفر طولانی او به آسیا و اقامت در دربار قوبلای خان، فرمانروای بزرگ امپراتوری مغول، مربوط میشود.
داستان زندگی او بعدها در کتابی با عنوانی که امروزه بیشتر با نام «سفرهای مارکوپولو» شناخته میشود، ثبت شد؛ کتابی که قرنها خوانندگان اروپایی را با توصیف شهرها، جادهها، بازارها، فرهنگها و ثروتهای سرزمینهای شرقی شگفتزده کرد.
البته درباره جزئیات سفرهای مارکوپولو، صحت برخی روایتهای کتاب و حتی میزان دقت بعضی از گزارشهای او در طول تاریخ بحثهای فراوانی شکل گرفته است. با این حال، تأثیر داستان سفر او بر تصور اروپاییان از آسیا و جهان شرق، انکارناپذیر است.
مارکوپولو که بود؟
مارکوپولو در جمهوری ونیز، یکی از مهمترین مراکز تجاری اروپا در قرون وسطی، به دنیا آمد.
ونیز در آن زمان تنها یک شهر زیبا در کنار آب نبود؛ این شهر یکی از مهمترین مراکز تجارت بین اروپا و سرزمینهای شرقی محسوب میشد. بازرگانان ونیزی با مناطق مختلف مدیترانه، خاورمیانه و آسیا ارتباط تجاری داشتند و کالاهایی مانند ابریشم، ادویه، سنگهای قیمتی و محصولات گرانبها از مسیرهای طولانی به اروپا میرسیدند.
خانواده مارکو نیز در تجارت فعالیت داشتند. پدر او، نیکولو پولو، و عمویش، ماتئو پولو، بازرگانانی بودند که پیش از آن نیز سفرهایی به مناطق شرقی انجام داده بودند.
همین پیشینه خانوادگی احتمالاً نقش مهمی در آشنایی مارکو با تجارت، جغرافیا و سفرهای دور و دراز داشت.
اما سفر اصلی او زمانی آغاز شد که هنوز نوجوان بود.
سفری که از ونیز آغاز شد
حدود سال ۱۲۷۱ میلادی، مارکو همراه پدر و عموی خود سفر بزرگی را آغاز کرد.
آنها از ونیز حرکت کردند و به سمت شرق رفتند. مسیر آنها از سرزمینهایی در خاورمیانه و آسیای مرکزی عبور میکرد و در نهایت به قلمرو امپراتوری مغول رسید.
در آن زمان سفر زمینی از اروپا به شرق چیزی شبیه سفرهای امروزی نبود. خبری از هواپیما، قطار، جادههای آسفالته یا هتلهای مدرن نبود. مسافران باید هفتهها و ماهها از مسیرهای بیابانی، کوهستانی و تجاری عبور میکردند و خطر دزدان، بیماری، آبوهوای نامناسب و مشکلات تأمین غذا و آب همیشه وجود داشت.
مسیر مارکوپولو نیز بخشی از همان شبکه بزرگ راههای تجاری بود که بعدها با عنوان کلی جاده ابریشم شناخته شد.
این مسیرها تنها راه انتقال کالا نبودند؛ زبانها، فرهنگها، ادیان، فناوریها و اطلاعات نیز از همین راهها میان شرق و غرب جابهجا میشدند.
دیدار با قوبلای خان
یکی از مهمترین بخشهای داستان مارکوپولو، ملاقات او با قوبلای خان، فرمانروای امپراتوری مغول و نوه چنگیز خان، است.
قوبلای خان در آن زمان بر قلمرو بسیار گستردهای حکومت میکرد که بخش بزرگی از شرق آسیا و چین را دربر میگرفت.
مارکوپولو و همراهانش سرانجام به دربار او رسیدند و طبق روایتهای تاریخی، برای مدتی طولانی در قلمرو قوبلای خان اقامت داشتند.
مارکوپولو در کتاب خود، قوبلای خان را فرمانروایی بسیار قدرتمند و ثروتمند توصیف میکند و از شکوه دربار، کاخها، شهرها و تشکیلات حکومتی او گزارشهایی ارائه میدهد.
این توصیفها برای اروپاییانی که در آن دوره شناخت محدودی از شرق دور داشتند، بسیار عجیب و جذاب بود.
مارکوپولو در چین
بخش قابل توجهی از شهرت مارکوپولو به روایتهای او درباره چین مربوط میشود.
او از شهرهای بزرگ، بازارهای شلوغ، سیستم حملونقل، پول کاغذی، تولید ابریشم، کاخهای سلطنتی و ساختار اداری امپراتوری سخن گفته است.
یکی از چیزهایی که برای اروپاییان آن زمان بسیار شگفتانگیز بود، استفاده گسترده از پول کاغذی در قلمرو چین بود.
اروپا در قرن سیزدهم با چنین نظام اقتصادیای آشنایی چندانی نداشت و توضیحات مارکوپولو درباره آن نشان میداد که در شرق، شیوههای متفاوتی برای اداره اقتصاد و تجارت وجود دارد.
او همچنین از شهرهایی سخن گفت که در مقایسه با بسیاری از شهرهای اروپایی آن دوران، بسیار بزرگ و پرجمعیت بودند.
از جمله شهرهایی که در روایتهای مربوط به سفر او جایگاه ویژهای دارند، هانگژو است؛ شهری که مارکوپولو از شکوه، جمعیت، آبراهها و فعالیت اقتصادی آن با شگفتی یاد کرده است.
آیا مارکوپولو واقعاً در چین بوده است؟
این یکی از جذابترین پرسشها درباره زندگی مارکوپولو است.
در طول قرنها، بعضی پژوهشگران درباره اینکه آیا مارکوپولو واقعاً تمام مسیر ادعاشده را طی کرده و آیا همه چیزهایی را که در کتابش آمده شخصاً دیده است یا خیر، تردیدهایی مطرح کردهاند.
برخی منتقدان به این موضوع اشاره کردهاند که مارکوپولو در روایتهای خود درباره بعضی عناصر مهم فرهنگ چین، مانند دیوار بزرگ چین، اطلاعات بسیار محدودی ارائه کرده است.
از طرف دیگر، بسیاری از پژوهشگران معتقدند مجموعه جزئیات موجود در روایتهای او با اطلاعات تاریخی درباره چین و قلمرو مغول همخوانی دارد و نمیتوان به سادگی گفت که سفر او ساختگی بوده است.
احتمالاً واقعیت از آنچه در داستانهای ساده و افسانهای گفته میشود پیچیدهتر است.
ممکن است برخی مطالب کتاب حاصل شنیدههای مارکوپولو از مسافران و مردم محلی بوده باشد و لزوماً همه آنها مشاهدات مستقیم خودش نبوده باشند.
بنابراین بهتر است روایتهای مارکوپولو را هم یک گزارش تاریخی و هم یک سفرنامه قرون وسطایی بدانیم؛ گزارشی که ارزش آن تنها به تکتک جزئیاتش محدود نمیشود، بلکه تصویری از نگاه یک اروپایی به جهان شرق در قرن سیزدهم ارائه میدهد.
کتاب سفرهای مارکوپولو چگونه نوشته شد؟
یکی از اتفاقات عجیب زندگی مارکوپولو این است که مشهورترین کتاب مربوط به سفرهایش را خودش به تنهایی ننوشته است.
طبق روایت مشهور، مارکوپولو پس از بازگشت به ونیز درگیر جنگ میان ونیز و جنوا شد و به اسارت درآمد.
در زندان با نویسندهای به نام روستیکلو دا پیزا آشنا شد.
مارکوپولو داستانها و خاطرات سفرهای خود را برای او تعریف کرد و روستیکلو آنها را به شکل یک کتاب ثبت کرد.
این اثر در ابتدا با نامهای مختلفی شناخته میشد و بعدها به عنوان The Travels of Marco Polo یا «سفرهای مارکوپولو» شهرت پیدا کرد.
کتاب به سرعت مورد توجه قرار گرفت و نسخههای مختلفی از آن در اروپا منتشر شد.
در آن زمان چاپخانه هنوز اختراع نشده بود و کتابها به صورت دستنویس تکثیر میشدند. با این حال، روایت مارکوپولو آنقدر جذاب بود که نسخههای مختلفی از آن در نقاط گوناگون اروپا رواج پیدا کرد.
مارکوپولو چه چیزهایی را به اروپاییان معرفی کرد؟
اهمیت سفرنامه مارکوپولو تنها در معرفی چند شهر و کشور خلاصه نمیشود.
او تصویری متفاوت از جهان شرق ارائه کرد؛ جهانی که از نگاه بسیاری از اروپاییان آن زمان بسیار دور، عجیب و ناشناخته بود.
توصیفهای او درباره ثروت، جمعیت، تجارت و سازمان اجتماعی سرزمینهای شرقی باعث شد بسیاری از اروپاییان متوجه شوند جهان بسیار بزرگتر و پیچیدهتر از محدودهای است که در زندگی روزمره خود میشناختند.
مارکوپولو درباره موضوعات مختلفی نوشته بود؛ از جمله:
شهرهای بزرگ و پرجمعیت
کاخها و حکومتهای شرقی
تجارت و بازارها
ابریشم و ادویه
پول کاغذی
روشهای حملونقل
آداب و رسوم مردم
جغرافیای مناطق مختلف
راههای تجاری
جزایر و سواحل آسیا
ثروت و قدرت امپراتوری مغول
همین اطلاعات باعث شد کتاب او به یکی از مشهورترین سفرنامههای قرون وسطی تبدیل شود.
جاده ابریشم؛ مسیر بزرگ سفر مارکوپولو
وقتی از مارکوپولو صحبت میکنیم، نمیتوان از جاده ابریشم چشمپوشی کرد.
جاده ابریشم یک جاده واحد و مشخص نبود؛ بلکه مجموعهای از مسیرهای زمینی و دریایی بود که مناطق مختلف چین، آسیای مرکزی، ایران، خاورمیانه و اروپا را به یکدیگر متصل میکرد.
کاروانها در طول این مسیرها حرکت میکردند و کالاهای مختلفی را میان شرق و غرب جابهجا میکردند.
ابریشم یکی از مهمترین کالاهای این شبکه تجاری بود و همین موضوع باعث شد این مسیرها به «جاده ابریشم» مشهور شوند.
اما کالا تنها چیزی نبود که در این مسیرها جابهجا میشد.
مسافران، بازرگانان و کاروانها داستانها، زبانها، دانش، فناوری و فرهنگهای مختلف را نیز با خود منتقل میکردند.
مارکوپولو یکی از کسانی بود که تجربه این جهان چندفرهنگی را از نزدیک لمس کرد و روایت آن را به اروپا برد.
سفر مارکوپولو چقدر طول کشید؟
سفر مشهور مارکوپولو و خانوادهاش به شرق حدود دو دهه طول کشید.
آنها حدود سال ۱۲۷۱ میلادی از اروپا حرکت کردند و نزدیک به سال ۱۲۹۵ میلادی به ونیز بازگشتند.
تصور چنین سفری برای انسان امروزی دشوار است.
امروز ممکن است برای سفر به چین یا دیگر کشورهای آسیایی تنها چند ساعت در هواپیما باشیم، اما در قرن سیزدهم یک سفر از ونیز به شرق میتوانست سالها زمان ببرد.
در طول این مدت، مسافران نه تنها با فاصله جغرافیایی، بلکه با تفاوت زبان، فرهنگ، حکومت و سبک زندگی نیز روبهرو بودند.
به همین دلیل سفر مارکوپولو را باید یکی از نمونههای برجسته سفرهای طولانی در تاریخ دانست.
آیا مارکوپولو اولین اروپایی بود که به چین رفت؟
خیر.
این تصور که مارکوپولو نخستین اروپایی بود که به چین رسید، دقیق نیست.
پیش از او نیز مسافران و مبلغان اروپایی به مناطق مختلف آسیا سفر کرده بودند و ارتباط میان اروپا و شرق از طریق تجارت و مسیرهای زمینی سابقهای طولانی داشت.
حتی خانواده خود مارکوپولو نیز پیش از سفر معروف او، به شرق سفر کرده بودند.
آنچه مارکوپولو را از بسیاری از مسافران پیش از خود متمایز کرد، شهرت گسترده سفرنامه و تأثیر آن بر تصور اروپاییان از آسیا بود.
در واقع، او بیشتر از آنکه اولین مسافر اروپا به چین باشد، یکی از مشهورترین راویان جهان شرق برای اروپای قرون وسطی بود.
تأثیر مارکوپولو بر کریستف کلمب
شاید جالبترین ارتباط میان مارکوپولو و تاریخ اکتشافات جغرافیایی این باشد که نوشتههای او بعدها بر ذهن برخی دریانوردان اروپایی تأثیر گذاشت.
کریستف کلمب نیز با روایتهای مربوط به سرزمینهای شرقی و ثروتهای آسیا آشنا بود و نسخهای از کتاب مارکوپولو را در اختیار داشت.
کلمب در تلاش بود از مسیر غربی به آسیا برسد و به همین دلیل تصور او از ثروت و گستردگی سرزمینهای آسیایی اهمیت زیادی داشت.
در واقع، میتوان گفت سفرنامه مارکوپولو یکی از آثاری بود که تخیل جغرافیایی اروپاییان را تقویت کرد و به شکلگیری علاقه بیشتر به سفر و پیدا کردن مسیرهای تازه کمک کرد.
مارکوپولو خودش قصد نداشت مسیر تاریخ اکتشافات را تغییر دهد؛ اما روایتهایش سالها بعد در ذهن کسانی مانند کلمب نیز بازتاب پیدا کرد.
مارکوپولو چگونه به ونیز بازگشت؟
پس از سالها اقامت و سفر در آسیا، مارکوپولو و همراهانش تصمیم گرفتند به اروپا بازگردند.
مسیر بازگشت نیز مانند سفر رفت بسیار طولانی و دشوار بود.
طبق روایتهای تاریخی، آنها بخشی از مسیر بازگشت را از راه دریا طی کردند و پس از عبور از مناطق مختلف آسیایی و اقیانوس هند، سرانجام به اروپا رسیدند.
حدود سال ۱۲۹۵ میلادی، مارکوپولو پس از نزدیک به ۲۴ سال دوری، دوباره به ونیز بازگشت.
اما بازگشت او نیز پایان ماجرا نبود.
مارکوپولو و جنگ با جنوا
چندی پس از بازگشت مارکوپولو، جنگ میان ونیز و جنوا ادامه داشت.
مارکوپولو در این درگیریها حضور پیدا کرد و سرانجام به اسارت نیروهای جنوا درآمد.
در همین دوران بود که با روستیکلو دا پیزا آشنا شد و داستان سفرهای خود را برای او تعریف کرد.
این اتفاق شاید یکی از مهمترین تصادفهای تاریخ ادبیات سفر باشد.
اگر مارکوپولو به زندان نمیافتاد و با روستیکلو آشنا نمیشد، شاید سفرنامه او هرگز به شکلی که امروز میشناسیم نوشته نمیشد.
آخرین سالهای زندگی مارکوپولو
مارکوپولو پس از آزادی از اسارت به ونیز بازگشت و به زندگی خانوادگی و تجاری خود ادامه داد.
او ازدواج کرد و صاحب فرزند شد و تا پایان عمر در ونیز زندگی کرد.
مارکوپولو در سال ۱۳۲۴ میلادی درگذشت.
اما داستان سفرهایش تازه داشت زندگی تازهای پیدا میکرد.
کتاب او در طول قرنهای بعد بارها بازنویسی و ترجمه شد و به یکی از شناختهشدهترین سفرنامههای تاریخ تبدیل شد.
چند واقعیت جالب درباره مارکوپولو
۱. مارکوپولو در قرن سیزدهم زندگی میکرد.
او حدود سال ۱۲۵۴ میلادی در ونیز متولد شد.
۲. سفر معروف او حدود ۲۴ سال طول کشید.
او حدود سال ۱۲۷۱ راهی شرق شد و نزدیک سال ۱۲۹۵ به ونیز بازگشت.
۳. او تنها سفر نمیکرد.
پدرش نیکولو و عمویش ماتئو نیز در این سفر همراه او بودند.
۴. مارکوپولو با قوبلای خان ملاقات کرد.
قوبلای خان، نوه چنگیز خان و یکی از قدرتمندترین فرمانروایان قرن سیزدهم بود.
۵. سفرنامه او را خودش به تنهایی ننوشته است.
بخش اصلی روایتها توسط روستیکلو دا پیزا، نویسندهای که مارکوپولو در دوران اسارت با او آشنا شد، ثبت شد.
۶. سفرنامه مارکوپولو در اروپا بسیار مشهور شد.
این کتاب باعث شد اطلاعات بیشتری درباره شرق آسیا در میان اروپاییان منتشر شود.
۷. او احتمالاً تنها و اولین اروپایی سفرکرده به چین نبود.
پیش از او نیز مسافران و مبلغان اروپایی به مناطق مختلف آسیا سفر کرده بودند.
۸. روایتهای او بعدها الهامبخش جهانگردان و دریانوردان دیگری شد.
از جمله گفته میشود کریستف کلمب از نوشتههای مارکوپولو تأثیر گرفته بود.
مارکوپولو؛ مردی که فاصله میان دو جهان را کوتاه کرد
شاید مهمترین میراث مارکوپولو نه یک کشف جغرافیایی مشخص، بلکه روایتی باشد که از سفر خود به جا گذاشت.
او در دورهای زندگی میکرد که بخش بزرگی از جهان برای اروپاییان ناشناخته بود. سفر به سرزمینهای دور به ماهها یا حتی سالها زمان نیاز داشت و اطلاعات جغرافیایی نیز بسیار محدودتر از امروز بود.
مارکوپولو با سفر خود به شرق و روایت چیزهایی که دیده یا درباره آنها شنیده بود، تصویری تازه از آسیا به اروپا ارائه کرد.
او درباره شهرهای بزرگ، بازارهای شلوغ، کاخهای باشکوه، راههای تجاری و فرهنگهایی نوشت که برای خوانندگان اروپایی بسیار متفاوت و شگفتانگیز بودند.
البته نباید فراموش کرد که سفرنامه او نیز مانند هر روایت تاریخی دیگری، تحت تأثیر نگاه، دانش و برداشت نویسنده قرار داشته است. به همین دلیل امروزه مورخان بعضی از مطالب آن را با منابع تاریخی دیگر مقایسه میکنند.
با وجود این، اهمیت مارکوپولو همچنان پابرجاست.
او نشان داد که سفر تنها جابهجایی از یک نقطه به نقطه دیگر نیست؛ گاهی سفر باعث میشود انسان جهان را از زاویهای کاملاً متفاوت ببیند.
امروز سفر به دورترین نقاط جهان بسیار آسانتر از روزگار مارکوپولو است. دیگر لازم نیست برای رسیدن از اروپا به آسیا ماهها در مسیرهای سخت زمینی حرکت کرد یا از کوهستانها و بیابانها عبور کرد. هواپیماها فاصله میان کشورها و قارهها را به چند ساعت کاهش دادهاند.
برای کسانی که قصد سفر بینالمللی دارند، انتخاب مسیر مناسب و تهیه بلیت نیز یکی از نخستین مراحل برنامهریزی سفر است. آتوسا پرواز در حوزه خدمات گردشگری فعالیت میکند و بهصورت تخصصی در زمینه بلیت هواپیماهای خارجی خدمات ارائه میدهد؛ بنابراین مسافران میتوانند برای مسیرهای بینالمللی موردنظر خود، بلیت پرواز را از این مجموعه تهیه کنند.
شاید اگر مارکوپولو در زمانه امروز زندگی میکرد، به جای سالها سفر زمینی، تنها چند ساعت در هواپیما مینشست؛ اما یک چیز احتمالاً همچنان مثل قرن سیزدهم باقی میماند: هیجان دیدن سرزمینی که پیش از آن ندیدهایم.
مارکوپولو سفر کرد تا جهان را ببیند و آنچه دیده بود برای دیگران روایت کند. همین ویژگی است که باعث شده پس از گذشت بیش از هفتصد سال، نام او همچنان با مفهوم سفر، ماجراجویی و کشف جهان گره خورده باشد.
گاهی یک سفر فقط رسیدن به مقصد نیست؛ گاهی خودِ سفر، بخشی از تاریخ میشود.












